يكشنبه 30 ارديبهشت 1391 | 28. جمادي‌الثاني 1433 | May 20 2012
دربارۀ علم دینی
اميررضا باقرپور شيرازي


تقریباً نفی و طرد هر شکلی از مباحث مربوط به بررسی امکان و معنای علم دینی تلقی رایج و پیش‌پاافتاده‌ای نزد جریان «غالب» دانشگاهیِ موجود در کشور است. براساس این تلقی، اساساً طرح مباحث یادشده، برخاسته از انگیزه‌ای سیاسی و مبتنی بر مداخلۀ حاکمیت دینی در عرصۀ علم و دانش پنداشته می‌شود.

اما همواره جای این پرسش باقی است که چرا جریان غالب دانشگاهیِ کشور، به‌ویژه در حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی، تمام تلاش و همت خویش را صرف نفی و طرد هر شکلی از مباحث مربوط به بررسی امکان و معنای علم دینی می‌کند؟! به سخن دیگر منشأ و ریشۀ چنین نفی و طردی کجاست؟ در پاسخ باید گفت که به نظر می‌رسد این عمل ــ فارغ از کنکاش دربارۀ انگیزه‌های سیاسی ــ برخاسته از نوع نگاه و رویکرد جریان غالب دانشگاهیِ کشور به نسبت میان دو حوزۀ مهم معرفت بشری، یعنی علم (Science) و دین، است.

معمولاً هنگامی که در محدودۀ چهارچوب معرفت‌شناسی تجددی، از رابطۀ میان علم و دین سخن به میان می‌آید، تنها مصداق یا امکانی که به ذهن خطور می‌کند رابطه‌ای است که میان آنها به‌صورت توضیح علمی باورها و آموزه‌های دینی برقرار می‌شود. بیرون از این چهارچوب، معرفت‌شناسی تجددی هیچ شکل دیگری از رابطۀ این دو را، نه می‌فهمد و نه می‌پذیرد. به این معنا پیوند و نسبت علم و دین فقط در صورتی از شکل تناقض‌آمیز و بی‌ربط خود خارج خواهد شد که دین به منزلۀ ماده‌ای خام در دست علم قرار گیرد و بی‌هیچ ابهام و تردیدی به تحلیل‌های علمی تن دهد تا بدین شیوه معنا و مفهوم حقیقی و کارکرد درست خود را بیابد.

همراه و همگام با موضع معرفت‌شناختی یادشده، از زمان تولد حوزه‌ای به نام علم، تا مدت‌های مدیدی علم‌شناسی پوزیتیویستی ـ نگتیویستی نفوذ و سیطرۀ خود را به منزلۀ رویکرد علم‌شناسی حاکم در فضای فکری غرب مطرح ساخت. و لذا پیوند میان علم و دین و طرح موضوعاتی مانند «علم دینی» در گسترۀ معرفت‌شناسی و علم‌شناسی پوزیتیویستی ـ نگتیویستی نه نادرست یا تناقض‌آمیز بلکه اساساً بی‌معنا می‌نمود.

از آغاز رویارویی ما با تجدد به‌طور عام و علم جدید به طور خاص تاکنون، همواره علم‌شناسی پوزیتیویستی ـ نگتیویستی  ــ البته اگر با تسامح قائل باشیم که «به واقع» این علم‌شناسی در اجتماع علمی دانشگاهیان ما وجود دارد ــ رویکرد غالب در جامعۀ دانشگاهی ما بوده است: بنابراین به‌واسطۀ حضور این نوع علم‌شناسی در فضای فکری ـ معرفتی ما نیز، پیوند میان علم و دین و مباحث مربوط به بررسی امکان و معنای علم دینی از جریان غالب دانشگاهی فرسنگ‌ها فاصله داشته و عمدتاً به دیدۀ تحقیر به آن نگریسته شده است.

پس از حملات ویرانگر علم‌شناسان قرن بیستم به علم‌شناسی پوزیتیویستی ـ نگتیویستی در غرب، که به‌طور جدی از اواسط قرن بیستم و تحت تأثیر دیدگاه‌ها و اندیشه‌های فیلسوف معروف علم، تامس کون، و کتاب مشهورش ساختار انقلاب‌های علمی آغاز گردید، از ماهیت معرفت علمی پرسش شد و بار دیگر نسبت آن با سایر حوزه‌های معرفت بشری، یعنی فلسفه و دین، محل بحث و مناقشه قرار گرفت. در این زمینه، افزون بر شکل‌گیری و تولد بسیاری از مؤسسه‌های پژوهشی با هدف کنکاش در نسبت میان علم و دین،[۱] حتی رشته‌هایی با این عنوان در دانشگاه‌ها تأسیس شدند.[۲] به این دو مورد، انتشار شمار زیادی از کتاب‌ها و مجلات علمی ـ پژوهشی با موضوع علم و دین را نیز  باید افزود. جالب‌تر این است که حتی در غرب مباحثی با عنوان علم آگوستینی (Augustinian Science)، علم مسیحی (Christian Science) و علم دینی (Religious Science)، که بسیار شبیه بحث‌های تعداد اندکی از اندیشمندان ما دربارۀ مفهوم علم دینی است، مطرح شد و مناقشات دامنه‌داری را سبب گردید.

نکتۀ تأمل‌آمیز ــ ‌وچه بسا تألم‌آمیز! ــ اینجاست که با وجود تحولاتی که در حوزۀ علم‌شناسی در غرب از اواسط قرن بیستم تاکنون روی داده و موضوع علم و دین و ایدۀ امکان علم دینی محل بررسی عمیق فکری ـ پژوهشی قرار گرفته است، هنوز جریان غالب دانشگاهی ما از ورود به چنین مباحث و موضوعاتی سر باز می‌زند و از آن تأسف‌بارتر آن است که به هر شیوه‌ای، راه را برای تأمل وقادانه و نقادانۀ اقلیت اندیشمندان دل‌مشغول به آن می‌بندد و به آثار و ایده‌های آنها نیز  به دیدۀ تحقیر و فعالیتی «غیر علمی» می‌نگرد.

پروندۀ حاضر، گُزیده مُفصلی از مجموعه سخنرانی‌های مطرح‌شده در سلسله نشست‌های «دربارۀ علم دینی» است که به ترتیب زمان برگزاری ارائه شده است. هدف از برگزاری این سلسله نشست‌ها ــ که به وسیلۀ کانون اندیشۀ جوان و به میزبانیِ بسیج دانشجویی دانشکدۀ علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی(ره) از هفتۀ اول اردیبهشت‌ماه تا هفتۀ دوم خردادماه سال جاری برگزار شد ــ معرفی مهم‌ترین رویکردهای اندیشمندان و جریان‌های فکری ـ معرفتی موجود در کشور بود که عمدتاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌طور جدی، دل‌مشغول پرسش از نسبت میان علم و دین و بررسی امکان و معنای علم دینی در جامعۀ فکری ما شده‌اند. که به ترتیب زمان برگزاری جلسات آورده شده است.

پی‌نوشت‌ها:


* دبیر علمی نشست‌ها

[۱]. برای نمونه می‌توان به مؤسسه‌هایی مانند: Science and Religion Forum در انگلستان (تأسیس در سال ۱۹۷۲م)، International Society for The Study of Science and Religion در انگلستان (تأسیس در سال ۲۰۰۳م(، The Chicago Center for Religion and Science  در امریکا (تأسیس در سال ۱۹۸۸م) و بسیاری مؤسسه‌های دیگر از این دست اشاره کرد.

[۲]. برای نمونه دانشگاه لیدز انگلیس نخستین مرکز میان‌رشته‌ای برای آموزش و تحقیق دربارۀ تعامل علم و دین را تأسیس کرده است. افزون بر این، دانشگاه یادشده از اکتبر ۱۹۹۸م، دورۀ کارشناسی ارشد علم و دین را دایر کرد و دانشگاه بوستون در امریکا برنامۀ دکتری در «علم و دین و فلسفه» را به راه انداخت.



نام *
رایانامه *
تارنما